معلمی، آموزگار فرشتهها شدن
معلمی، آموزگار فرشتهها شدن
[غلامرضا عنایت- معاون آموزشوپژوهش جمعیت هلالاحمر استان البرز ]
فتبارك اللّه أحْسن الْخالقين . در ابتدای خلقت انسان، خداوند اسماء خود را به حضرت آدم آموزش داد؛ آنگاه «آدم» اسماء را به فرشتهها تعلیم داد، پس بالاترین درجه معلمی، «آموزگار فرشتهها شدن» و «تعلیم اسماء الهی» است و این مقامی است که ناظر بر شخصیتی حقوقی است و صفت همه انسانهای کامل است.
آیه «فتبارك اللّه أحْسن الْخالقين» که خداوند متعال در هنگام خلقت آدم بیان فرمودند، آیا فقط در مورد حضرت آدم علیهالسلام صادق است یا انسانهای دیگر را هم شامل میشود؟به عبارت دیگر، آیا «تعلیم اسماء الهی» و «مسجود فرشتگان شدن» یک شخصیت حقیقی است و فقط مختص «حضرت آدم علیهالسلام» است یا نه یک شخصیت حقوقی است که شامل انسانهای دیگر هم میشود؛ اگر شامل انسانهای دیگر میشود، این کدامین آدمیزاده است که خداوند او را گرامی داشته است «ولقدْ كرّمْنا بني آدم» خداوند هنگام آفرینش سایر مخلوقات از قبیل کهکشانهای بزرگ، خورشید، ماه و زمین و سایر جانداران، این چنین توصیفی به کار نبرده و فقط در هنگام خلقت انسان این گونه خود را وصف کرده است. گروهی از انسانها، از پای افتاده و زمینگیر میشوند و تنها در پی خواب، خوب خوردن، خوب رشد کردن و زیبا پوشیدن هستند و با احساس، عاطفه و مسئولیتپذیری، سر و کاری ندارند. اینان در همان مرحله نباتی جا ماندهاند و به واقع یک گیاه یا درخت خوب سالم و زیبایی هستند. گروهی دیگر از انسانها، از این مرحله به سلامت عبور کرده، پست، مقام، عاطفه، احساس، وفاداری، مسئولیتپذیری و امانتداری برای آنها مطرح میشود. این افراد به مرحله حیوانی پا گذاشتهاند، چراکه حیواناتی مانند مورچه، زنبور عسل و موریانه، مسئولیتپذیری و نظم زیبای زندگی اجتماعی را به خوبی رعایت میکنند یا مرغ خانگی و پرندگان که به خوبی مسئولیتپذیری دارند و نسبت به جوجههایشان، احساس مسئولیت میکنند و در حفاظت از آنها میکوشند. یا سگ شکارچی، کبکی که صاحبش صید کرده را از فاصله دور میگیرد و با اینکه خود گرسنه است و شکار هم لذیذ؛ اما با وفاداری و امانتداری آن را به صاحبش برمیگرداند. اینجاست که معنی« أولئك كالْأنْعام بلْ همْ أضلّ»، مفهوم پیدا میکند. انسانهایی که بیتالمال را به بهانههای مختلف به جیب خود میزنند و امانتداری را فراموش میکنند، نفس آنها از آن سگ شکارچی ضعیفتر است. آن فردی که هیچگونه احساس مسئولیتی در قبال زیردستان ندارد یا کسی که حق رنجدیدهها و نیازمندان را مانند ارث و میراث پدری میداند و آنکس که روح خدایی خود را به ثمن قلیل میفروشد و با هزار دسیسه در پی کسب دنیا از راه نامشروع است و آنکه خون آدمهای بیگناه را در اقصی نقاط دنیا به زمین میریزد یا آنکس که امکانات و اعتباراتی که برای نجات جان انسانها در نظر گرفته شده است را حیف و میل میکند، همگی مصداقهایی از این آیه قرآن هستند.این مرحله ربطی به ایمان فرد ندارد و بسیاری هستند که اعتقادی به خدا و قیامت ندارند؛ اما امین و مسئولیت پذیرند و حاضرنیستند به دیگران خیانت کنند و اصول انسانی را رعایت میکنند و از شخصیت دون و فرومایه دوری میکنند. حال انسان این مرحله را هم به سلامت پشت سر گذاشت و به عبادت خداوند مشغول شد و ایمان به خدا، قرآن و اجابت دعوت الهی را پذیرفت، به این وضع میرسد که خداوند میفرماید «وما خلقْت الْجنّ والْإنْس إلّا ليعْبدون».به ياد آور هنگامی كه گروهی از جن را به سوی تو متوجه ساختيم كه قرآن را استماع كنند، وقتی حضور يافتند به يكديگر گفتند خاموش باشيد و بشنويد و هنگامی كه پايان گرفت به سوی قوم خود بازگشتند و آنها را انذار كردند. گفتند: ای قوم! ما كتابی را استماع كرديم كه بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانههای كتب قبل از آن، كه به سوی حق هدايت میكند و به سوی راه راست. ای قوم ما! دعوت كننده الهی را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذاب اليم پناه دهد. در حالی که درباره آفرینش جن سخن از« فتبارك اللّه أحْسن الْخالقين »«ولقدْ خلقْنا الْإنْسان في أحْسن تقْويمٍ» «ولقدْ كرّمْنا بني آدم» نیامده است؛ چرا که بهره معنوی جنها از ایمان و عمل صالح با آن میزان نیست که خداوند بخواهد درباره آنها این گونه آیات را نازل کند. اما کرامت نهایی انسان چیست و این آیات در مورد کدام انسانهاست که نازل شده است؟ نه بدن انسان و نه روح متعارف او، هیچ یک معیار کرامت نهایی بشر نیست؛ زیرا خداوندی که از کرامت انسان سخن میگوید، از حیوان و پستتر از حیوان بودن، از گیاه و پستتر از گیاه بودن و از سنگ و پستتر از سنگ بودن او یاد نمیکند.گروهی را مانند حیوان و فرومایهتر از آنها میخواند و دستهای را چون سنگ و سختتر از آن میداند«فهي كالْحجارة أوْ أشدّ قسْوةً»؛ زیرا از سنگها چشمههای زلال آب میجوشد ولی از قلب سنگ آنها چنین برکتی نیست.« وإنّ من الْحجاره لما يتفجّر منْه الْأنْهار وإنّ منْها لما يشّقّق فيخْرج منْه الْماء وإنّ منْها لما يهْبط منْ خشْيه اللّه وما اللّه بغافلٍ عمّا تعْملون» چرا كه پارهای از سنگها میشكافد و از آن نهرها جاری ميشود، و پارهای از آنها شكاف بر میدارد و آب از آن تراوش میكند و پارهای از خوف خدا (از فراز كوه) به زير میافتد (اما دلهاي شما نه از خوف خدا میتپد و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است) و خداوند از اعمال شما غافل نيست. پس اوج کرامت آدمی که جنبه ملکوتی انسان را را تأمین میکند، چیست؟ این کدام انسان است که در «احسن التقویم» خلق شد و گرامی داشته شد. او کسی نیست جز« إنّ أكْرمكمْ عنْد اللّه أتْقاكمْ إنّ اللّه عليمٌ خبيرٌ »با کرامتترین شما در پیشگاه خدا با تقواترین شماست.بر این اساس داشتن تقوای متوسط، میانه راه است و کمال آدمی، نیازمند نیل به درجه «اتقی (باتقواترین)» است تا انسان کامل که معلم فرشتهها و مسجود آنان است ظهورکند؛ چراکه فرشتگان همواره در برابر انسان کامل در خضوع و سجودند. «معلم فرشتگان بودن» یا به عبارتی «تعلیم اسماء الهی» و نیز «مسجود فرشتگان واقع شدن» شخصیتی حقوقی از آن انسانهای کامل است و تنها مختص شخصیت حقیقی «حضرت آدم (علیهالسلام)» نیست. یعنی مقام والای انسانیت، معلم است و این مقام برین، همواره در خلفای الهی(انسانهای کامل) متجلی بوده و است و ظهور آن هرگز پایان نمیپذیرد و امروزه فرشتگان همواره در پیشگاه حضرت ولیعصر(ارواحنا فدا) و حجت حق خاضعاند و ساجد. برگرفته از کتاب «صورت و سیرت انسان در قرآن» نوشته آیتالله جوادی آملی

نظر دهید